به یاد نگارنده ع ش ق
این متن قشنگ از مانای تهرانی عزیزه، اینو تقدیم میکنم به کسی که فکر می کنم خیلی رنجوندمش ولی به یکتایی و یگانگی خدا قسم که منظورم رنجوندنش نبود
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
من می شناختم او را
نام تو را همیشه بر لب داشت
حتی در حال انتظار
آن دلشکسته عاشق بی نام و نشان
آن مرد بی قرار.
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
او آرزوی دیدن رویت را
حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت
اما برای دیدن تو چشم خویش را
آن چشم پاک را پنداشت
آلوده است و لایق دیدار یار نیست.
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست
آن نام خوب بر لب لرزان او نشست.
گلروی تنها و دلشکسته تو 